أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
319
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ابونمى در پاسخ از آنچه رخ داده عذرخواهى كرد « 1 » و مىدانيم كه ابونمى جز در بارهء اشتباهى كه مرتكب شده ، عذرخواهى نكرده است . باور ما اين است كه آن عذر در غير مسألهء جنگ با آل قتاده در مدينه بود ، چرا كه موضع او برابر آل قتاده ، در جهت دفاع از حكومت و امارتش بر مكه بود . اين در حالى بود كه آل قتاده - كه ارتباطشان با سلطان مماليك در مصر و دوستىشان با آنان بسيار نيرومند بود - وزير سلطان بيبرس را بر ضد ابونمى تحريك مىكردند . اگر اين درست باشد ، طبيعى است كه عذر خواهى ابونمى ، در واقع عذرخواهى فرد ضعيفى است كه توان مقابله با نيروى نظامى مماليك را در مصر ندارد . ابونمى عذرخواهى كرد و حال آن كه به باور ما ، اين عذرخواهى خالصانه نبود . به همين دليل اندكى نگذشت كه وى باز دشمنى خود را با مماليك آغاز كرد . يك ضعيف عاصى و سركِش ، در مواجههء با فرد قدرتمند چارهاى جز آن ندارد كه در حدودى كه مىتواند دشمنى خود را نشان دهد . بنابراين شگفت نبود كه ابونمى دشمنى خود را در اين حد آغاز كرد كه بار ديگر مكوس را برقرار كرده و نسبت به برخى از شؤون حفظ و حراست ، بىتوجهى نمود ، اين مسأله به خصوص در بارهء قافله مصرى بيشتر صدق مىكرد . چنان كه نبايد تعجب كرد كه وى با حكومت آل رسول در يمن به صورت پنهانى ارتباط برقرار كرده ، هداياى آنان را مىگرفت و نسبت به قافلهء يمن اعتنا و احترام بيشترى نشان مىداد وبسا آنان را بر قافلهء مصرى مقدم مىداشت . همهءاينها از اين عبارت فاسى هم به دست مىآيد كه مىگويد : ملك قلاوونالفى ، « 2 » در سال 681 به ابونمى نامه نوشته ازاو خواست براى نشان دادن صداقتش قسم ياد كرده ، به مماليك خيانت نكند ، و به جايى جز آنان توجه پيدا نكند و ديگران را بر آنان مقدّم نشمارد ، و اجازهء زيارت كعبه را به هر عاكف و بادى بدهد و امنيت كاروان آنان را تأمين كند و تنها به نام آنان خطبه بخواند و
--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 2 ) . منصور قلاوون يكى از سلاطين مملوكى مصر است كه سلطنت را در سال 678 به زور از چنگ فرزندان بيبرسخارج كرد . او را به اين جهت الفى مىنامند كه وقتى اربابش او را خريد يك هزار دينار بابت او پرداخت .